قانون دیوان عدالت اداری 1392
اول ـ دادخواست (16 - 33)
اول ـ دادخواست
رسیدگی در شعب دیوان، مستلزم تقدیم دادخواست است. دادخواست باید بـه زبان فارسی روی برگه های مخصوص، تنظیم شود.
تبصره 1 ـ پرونده هایی کـه با صدور قرار عدم صلاحیت، از مراجع قضایی دیگر بـه دیوان ارسال می شود، نیازی بـه تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی ندارد.
تبصره 2 ـ از زمان تصویب این قانون، مهلت تقدیم دادخواست، راجع بـه موارد موضوع بند (2) ماده (10) این قانون، برای اشخاص داخل کشور سه ماه و برای افراد مقیم خارج از کشور، شش ماه از تاریخ ابلاغ رای یا تصمیم قطعی مرجع مربوط مطابق قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) است. مراجع مربوط مکلفند در رای یا تصمیم خود تصریح نمایند کـه رای یا تصمیم آنها ظرف مدت مزبور در دیوان قابل اعتراض است. در مواردی کـه ابلاغ، واقعی نبوده و ذی نفع ادعای عدم اطلاع از آن را بنماید شعبه دیوان در ابتدا بـه موضوع ابلاغ رسیدگی می نماید. در مواردی کـه بـه موجب قانون سابق، اشخاصی قبلا حق شکایت در مهلت بیشتری داشته اند، مهلت مذکور، ملاک محاسبه است.
تبصره 3 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون تصمیمات و اقدامات دستگاه ها و مامورین موضوع بندهای (1) و (3) ماده (10) این قانون ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ بـه اشخاص مقیم داخل کشور و یک سال برای اشخاص مقیم خارج از کشور قابل شکایت در دیوان عدالت اداری است. در صورتی کـه احراز شود شخص ذی نفع، معاذیر قانونی یا شرعی داشته است، مدت زمان معذوریت بـه مهلت های مذکور در این تبصره ، اضافه می شود.
تبصره 4 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ دستگاه ها و ماموران موضوع بندهای (1) و (3) ماده (10) این قانون مکلفند هرگونه تصمیم و اقدام قطعی خود را کـه در مورد اشخاص ذی نفع اتخاد می نمایند، بـه آنها ابلاغ کنند. در مواردی کـه اشخاص ذی نفع تقاضای انجام امر اداری یا خودداری از انجام آن را از دستگاه های مذکور دارند، ابتدا باید تقاضای خود را بـه دستگاه مربوط ارائه دهند و آن دستگاه مکلف است ضمن ثبت درخواست و ارائه رسید، حداکثر ظرف سه ماه بـه صورت کتبی پاسخ قطعی را (نفیاً یا اثباتاً) بـه ذی نفع ابلاغ نماید مگر اینکه در سایر قوانین ظرف زمانی معینی برای پاسخ گویی دستگاه ها و ماموران مذکور مشخص شده باشد یا فوریت موضوع، اقتضای زمان کوتاه تری را داشته باشد. چنانچه با انقضای مهلت مذکور، آن دستگاه از ابلاغ پاسخ مقتضی خودداری نماید، ذی نفع می تواند با رعایت مواعد مذکور در تبصره (3) این ماده از زمان انقضای مهلت پاسخ و معاذیر قانونی یا شرعی، در دیوان طرح شکایت کند. عدم پاسخگویی و استنکاف از ثبت درخواست و ارائه رسید بـه اشخاص متقاضی، تخلف اداری محسوب می شود و چنانچه شاکی خواسته خود را از طریق اظهارنامه قانونی یا طرق قابل اثبات دیگری بـه دستگاه ذی ربط ارسال نموده باشد، مبدا محاسبه مهلت مقرر از زمان وصول این درخواست می باشد.
تبصره 5 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ تصمیمات و اقدامات دستگاه ها و ماموران موضوع بندهای (1) و (3) ماده (10) این قانون کـه قبل از لازم الاجرا شدن این قانون بـه ذی نفع ابلاغ یا اعلام شده و یا وی بـه هر نحوی از آن اطلاع یافته و تا تاریخ مذکور نسبت بـه آن تصمیم یا اقدام در دیوان طرح شکایت ننموده است، ظرف شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، قابل شکایت در دیوان می باشد. در صورتی کـه احراز شود شخص ذی نفع، معاذیر قانونی یا شرعی داشته است، مدت زمان معذوریت بـه مهلت مذکور در این تبصره ، اضافه می شود.
شعب دیوان بـه شکایتی رسیدگی می کنند کـه شخص ذی نفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی، رسیدگی بـه شکایت را برابر قانون، درخواست کرده باشد.
تبصره 1 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ دادستانی کل کشور، سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات کشور در حدود اختیارات قانونی خود، صلاحیت طرح شکایت نسبت بـه موضوعاتی کـه متضمن تضییع حقوق عمومی است و رسیدگی بـه آن برابر ماده (10) این قانون در صلاحیت دیوان عدالت اداری قرار دارد را دارند. این مراجع از پرداخت هزینه دادرسی معافند و حق تجدیدنظرخواهی دارند و رسیدگی بـه شکایت مذکور با رعایت مصادیق اهم لازم الرعایه خارج از نوبت انجام می شود.
تبصره 2 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ سازمان های مردم نهادی کـه موضوع فعالیت آنها طبق اساسنامه مربوط، در زمینه حمایت از حقوق عامه از قبیل امر بـه معروف و نهی از منکر و موضوعات محیط زیستی، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حمایت از حقوق شهروندی است، می توانند در خصوص موضوعات تخصصی مرتبط با فعالیت خود، نسبت بـه غیر قانونی بودن تصمیمات و اقدامات یا خودداری از انجام وظیفه مقامات و مراجع موضوع ماده (10) این قانون کـه متضمن تضییع حقوق عمومی است در دیوان طرح شکایت کنند و حق تجدیدنظرخواهی دارند.
دادخواست باید حاوی نکات زیر باشد:
الف ـ مشخصات شاکی
1 ـ نام و نام خانوادگی، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، شغل، تابعیت و اقامتگاه برای اشخاص حقیقی
2 ـ نام، شماره ثبت، اقامتگاه اصلی و شماره تلفن تماس برای اشخاص حقوقی
ب ـ مشخصات طرف شکایت
1 ـ نام و نام خانوادگی، سمت و نشانی دقیق محل کار مامور دولت درصورت امکان
2 ـ نام کامل دستگاه های موضوع ماده (10) این قانون
پ ـ نام و نام خانوادگی و اقامتگاه وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی شاکی، در صورت تقدیم دادخواست توسط آنان
ت ـ موضوع شکایت و خواسته
ث ـ شرح شکایت
ج ـ مدارک و دلایل مورد استناد
چ ـ امضاء یا اثر انگشت شاکی یا وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی وی و یا امضاء و مهر شخص حقوقی ذیل دادخواست
ح ـ مدرک اثبات کننده سمت برای اشخاص حقوقی و نمایندگان قانونی
تبصره ـ شاکی می تواند علاوه بر نشانی پستی، نشانی پست الکترونیکی یا شماره تلفن همراه یا نمابر خود را بـه منظور ابلاغ اوراق اعلام نماید کـه در این صورت امر ابلاغ بـه یکی از طرق مزبور کافی است.
هزینه دادرسی در شعب بدوی دیوان، یکصد هزار ریال و در شعب تجدید نظر دویست هزار ریال است.
تبصره ـ مبلغ مذکور در این ماده بـه تناسب نرخ تورم اعلام شده بـه وسیله بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هر سه سال یک بار بـه پیشنهاد رییس دیوان و تایید رییس قوه قضاییه و تصویب هیات وزیران قابل تعدیل می باشد.
شاکی باید رونوشت یا تصویر خوانا و گواهی شده اسناد و مدارک مورد استناد خود را پیوست دادخواست نماید.
تبصره 1 ـ تصویر یا رونوشت مدارک باید بـه وسیله دبیرخانه و یا دفاتر شعب دیوان و یا دفاتر اداری مستقر در مراکز استان ها و یا دفاتر دادگاه های عمومی، دفاتر اسناد رسمی، وکیل شاکی یا واحد های دولتی و عمومی تصدیق شود. در صورتی کـه رونوشت یا تصویر سند، خارج از کشور تهیه شده باشد، مطابقت آن با اصل، باید در دفتر یکی از سفارتخانه ها یا کنسول گری ها و یا دفاتر نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران، گواهی شود.
تبصره 2 ـ در مواردی کـه تصدیق اسناد و مدارک مربوط بـه واحد های دولتی و عمومی از سوی شاکی ممکن نباشد و یا این کـه اساسا شاکی نتواند تصویری از آنها ارائه نماید، دیوان مکلف بـه پذیرش دادخواست است و باید تصویر مصدق اسناد را از دستگاه مربوطه مطالبه نماید.
در صورتی کـه سند بـه زبان فارسی نباشد، علاوه بر تصویر یا رونوشت گواهی شده، ترجمه گواهی شده آن نیز باید پیوست شود. صحت ترجمه و مطابقت تصویر یا رونوشت با اصل، باید بـه وسیله مترجمان رسمی یا سفارتخانه ها یا کنسول گری ها و یا دفاتر نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، گواهی شود.
هر گاه دادخواست توسط وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی شاکی تقدیم شده باشد، باید تصویر یا رونوشت گواهی شده سند مثبِت سمت دادخواست دهنده نیز ضمیمه گردد.
اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ دادخواست و ضمائم آن باید بـه تعداد طرف شکایت بـه اضافه یک نسخه تهیه شود. پذیرش دادخواست در شعب بدوی، تجدیدنظر و هیات عمومی دیوان بـه یکی از روشهای زیر امکان پذیر است:
1 ـ ثبت از طریق سامانه های الکترونیکی قضایی
2 ـ ثبت در دفاتر استانی دیوان
3 ـ ثبت در دبیرخانه مرکزی دیوان تاریخ ثبت دادخواست در هر یک از مراجع مذکور تاریخ تقدیم دادخواست است.
تبصره ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ دیوان می تواند در ارائه خدمات قضایی در تمام مراحل اعم از پذیرش دادخواست، تبادل لوایح، رسیدگی و صدور رای و ابلاغ و اجرای احکام از مقررات حاکم بر رسیدگی الکترونیکی موضوع ماده (655) قانون آیین دادرسی کیفری الحاقی مصوب 1393/07/08 و سایر قوانین و مقررات مربوط استفاده نماید. در این موارد مراجع رسیدگی کننده در دیوان ترتیبات مقرر در رسیدگی الکترونیکی را ملاک عمل قرار می دهند.
دبیرخانه دیوان یا دفاتر اداری آن مستقر در مراکز استان ها مکلفند دادخواست های واصل شده را بـه ترتیب وصول، ثبت نموده و رسیدی مشتمل بر شماره و تاریخ ثبت، نام شاکی و طرف شکایت، بـه شاکی، وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی وی، تسلیم کنند.
دبیرخانه دیوان مکلف است قبل از ارسال پرونده جهت ارجاع با مراجعه بـه سوابق امر، چنانچه موردی حاکی از طرح قبلی شکایت وجود داشته باشد، مشخصات آن را بـه برگه دادخواست ضمیمه نماید.
دادخواست های ثبت شده، توسط رییس دیوان یا معاون وی بـه شعبه ارجاع می شود.
چنانچه دادخواست، فاقد نام و نام خانوادگی شاکی یا اقامتگاه وی باشد، بـه موجب قرار مدیر دفتر شعبه، رد می شود. این قرار قطعی است، ولی صدور آن، مانع طرح مجدد شکایت نیست. چنانچه طرح دعوای مجدد مستلزم رعایت زمان مشخص باشد از زمان اطلاع محاسبه می شود.
الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ بجز موارد مذکور در ماده (27) این قانون چنانچه دادخواست از جهت شرایط مقرر در مواد (18) تا (23) این قانون نقص داشته باشد، مدیر دفتر شعبه ظرف دو روز نقایص دادخواست را طی اخطاریه ای بـه طور مستقیم یا از طریق دفاتر مستقر در مراکز استان ها یا ابلاغ الکترونیکی بـه شاکی اعلام می کند. شاکی از تاریخ ابلاغ اخطاریه ده روز فرصت رفع نقص دارد و چنانچه در مهلت مذکور اقدام بـه رفع نقص ننماید، دادخواست بـه موجب قرار مدیر دفتر یا جانشین او رد می شود. چنانچه احراز شود شاکی معاذیر قانونی یا شرعی داشته، مدت معذوریت بـه مواعد مقرر در این ماده ، اضافه می شود. این قرار ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در همان شعبه دیوان است. رسیدگی بـه اعتراض بـه قرار رد دادخواست در شعبه مربوط بـه عمل می آید. پس از صدور رای توسط قاضی شعبه، مراتب توسط مدیر دفتر شعبه بـه معترض ابلاغ می شود. این رای قطعی است ولی رد دادخواست مانع از طرح مجدد شکایت نیست. چنانچه طرح شکایت مجدد مستلزم رعایت زمان مشخص باشد، باقیمانده مهلت مقرر، حسب مورد، از زمان قطعیت قرار مدیر دفتر یا ابلاغ رای قاضی، محاسبه می شود.
پس از ارجاع دادخواست بـه شعبه، مدیر دفتر شعبه آن را پس از تکمیل بلافاصله در اختیار قاضی شعبه قرار می دهد. قاضی شعبه دیوان در صورت احراز صلاحیت و کامل بودن پرونده، آن را با صدور دستور ارسال یک نسخه از دادخواست و ضمائم آن بـه طرف شکایت، بـه دفتر اعاده می کند تا پس از ابلاغ دادخواست و ضمائم آن بـه طرف شکایت، در جریان رسیدگی قرار گیرد.
تبصره ـ منسوخ بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ چنانچه پرونده ای مشمول تبصره ماده (90) این قانون باشد، شعبه دیوان خارج از نوبت و بدون ابلاغ دادخواست و ضمائم آن بـه طرف شکایت، بـه آن رسیدگی و رای صادر می نماید.
طرف شکایت موظف است ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ، نسبت بـه ارسال پاسخ اقدام کند. عدم وصول پاسخ، مانع رسیدگی نیست و شعبه با توجه بـه مدارک موجود، بـه پرونده رسیدگی و مبادرت بـه صدور رای می نماید.
تبصره ـ در صورتی کـه طرف شکایت بدون عذر موجه از دادن پاسخ در موعد مقرر در این ماده خودداری نماید شعبه رسیدگی کننده، متخلف را بـه سه ماه تا یک سال انفصال از خدمت محکوم می نماید. این حکم ظرف بیست روز قابل تجدید نظر در شعب تجدید نظر است.
اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ اگر بـه موجب یک دادخواست شکایات متعددی اقامه شود کـه با یکدیگر ارتباط نداشته باشند و شعبه نتواند ضمن یک دادرسی بـه آنها رسیدگی کند، ظرف پنج روز لزوم تفکیک دادخواست را طی اخطاریه ای بـه شاکی یا شاکیان اعلام می کند. شاکی یا شاکیان از تاریخ ابلاغ اخطاریه ده روز فرصت تفکیک یا تعیین موضوع را دارند.
در صورت عدم تفکیک یا تعیین موضوع مورد شکایت، مدیر دفتر شعبه با رعایت شرایط مذکور در ماده (28) این قانون قرار رد دادخواست صادر می کند. قرار رد صادره مانع از طرح مجدد شکایت نیست. چنانچه طرح شکایت مجدد مستلزم رعایت زمان مشخص باشد، باقیمانده مهلت مقرر، از زمان ابلاغ قرار مدیر دفتر، محاسبه می شود.
چنانچه اشخاص متعدد، شکایت های خود را بـه موجب یک دادخواست مطرح نمایند، در صورتی کـه شکایات مزبور منشا و مبنای واحد داشته باشد، شعبه دیوان نسبت بـه همه موارد ضمن یک دادرسی، اتخاذ تصمیم می نماید. در غیر این صورت، مطابق مفاد ماده قبل موارد بـه تفکیک و جداگانه رسیدگی می شود.
تبصره ـ شاکیان در صورتی کـه بیش از پنج نفر باشند، می توانند در دادخواست، نماینده ای را از میان خود جهت امر ابلاغ و اخطار، بـه شعبه دیوان معرفی نمایند.
موضوع شکایت و خواسته باید صریح و منجز باشد. در صورت وجود ابهام بـه تشخیص شعبه، مراتب طی اخطاریه ای بـه شاکی اعلام می گردد و شاکی مکلف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه، نسبت بـه رفع ابهام اقدام کند. در غیر این صورت، شعبه نسبت بـه قسمت مبهم، قرار ابطال دادخواست صادر می نماید.