قانون مجازات اسلامی 1392

در قصاص عضو علاوه بر شرایط عمومی قصاص، شرایط زیر با تفصیلی کـه در این قانون بیان می شود، باید رعایت شود:

الف ـ محلِ عضو مورد قصاص با مورد جنایت یکی باشد.

ب ـ قصاص با مقدار جنایت مساوی باشد.

پ ـ خوف تلف مرتکب یا صدمه بر عضو دیگر نباشد.

ت ـ قصاص عضو سالم در مقابل عضو ناسالم نباشد.

ث ـ قصاص عضو اصلی در مقابل عضو غیراصلی نباشد.

ج ـ قصاص عضو کامل در مقابل عضو ناقص نباشد.

تبصره ـ در صورتی کـه مجرم دست راست نداشته باشد، دست چپ او و چنانچه دست چپ هم نداشته باشد، پای او قصاص می شود.

رعایت تساوی مقدار طول و عرض در قصاص جراحات لازم است، لکن اگر طول عضو مورد قصاص کمتر از طول عضو آسیب دیده در مجنی علیه باشد، قصاص نباید بـه عضو دیگر سرایت کند و نسبت بـه مازاد جنایت دیه گرفته می شود، لکن میزان در عمق جنایت، صدق عنوان جنایت وارده است.

اگر عضو مورد جنایت سالم یا کامل باشد و عضو مرتکب ناسالم یا ناقص باشد، مجنیٌ علیه می تواند قصاص کند یا با رضایت مرتکب دیه بگیرد.

تبصره ـ عضو ناسالم عضوی است کـه منفعت اصلی آن از بین رفته باشد، مانند عضو فلج و در غیر این صورت عضو سالم محسوب می شود، هر چند دارای ضعف یا بیماری باشد.

عضو قوی و صحیح در برابر عضو ضعیف و معیوب غیر فلج قصاص می شود.

عضو کامل در برابر عضو ناقص قصاص نمی شود، لکن عضو ناقص در برابر عضو کامل قصاص می شود کـه در این صورت مرتکب باید مابه التفاوت دیه را بپردازد.

تبصره ـ عضو ناقص عضوی است کـه فاقد بخشی از اجزا باشد، مانند دستی کـه فاقد یک یا چند انگشت یا فاقد بخشی از یک یا چند انگشت است.

اگر عضو مورد جنایت و عضو مورد قصاص، هر دو ناقص یا ناسالم باشند، فقط در صورتی که نقصان و عدم سلامت در عضو مورد قصاص، مساوی یا بیشتر از عضو مورد جنایت باشد، حق قصاص ثابت است.

اگر عضو مورد جنایت زائد باشد و مرتکب عضو زائد مشابه نداشته باشد، بـه پرداخت اَرش محکوم می شود.

اگر رعایت تساوی در طول و عرض و عمق جنایت، ممکن نباشد و قصاص بـه مقدار کمتر ممکن باشد مجنی علیه می تواند بـه قصاص کمتر، اکتفاء کند و مابه التفاوت را اَرش مطالبه نماید و یا با رضایت جانی دیه جنایت را بگیرد.

در جنایت مأمومه، دامغه، جائفه، هاشمه، منقله، شکستگی استخوان و صدماتی کـه موجب تغییر رنگ پوست یا ورم بدن می شود، قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه بـه تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» نیز محکوم می شود. حکم مذکور در هر مورد دیگری کـه خطر تجاوز در قصاص عضو یا منافع وجود داشته باشد نیز جاری است.

اگر شخصی یک چشم کسی را درآورد یا کور کند، قصاص می شود، گرچه مرتکب بیش از یک چشم نداشته باشد و دیه ای بـه وی پرداخت نمی شود. این حکم در مورد همه اعضای زوج بدن جاری است.

اگر شخصی کـه دارای دو چشم است، چشم کسی را کـه فقط یک چشم دارد، درآورد یا آن را کور کند، مجنیٌ علیه می تواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و نصف دیه کامل را هم دریافت دارد یا از قصاص یک چشم مرتکب منصرف شود و دیه کامل بگیرد، مگر اینکه مجنیٌ علیه یک چشم خود را قبلاً در اثر قصاص یا جنایتی کـه استحقاق دیه آن را داشته است، از دست داده باشد، کـه در این صورت می تواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و یا با رضایت مرتکب، نصف دیه کامل را دریافت نماید.

اگر شخصی بدون آسیب رساندن بـه حدقه چشم دیگری، بینایی آن را از بین ببرد، فقط بینایی چشم مرتکب، قصاص می شود. چنانچه بدون آسیب بـه حدقه چشم مرتکب، قصاص ممکن نباشد، تبدیل بـه دیه می شود و مرتکب بـه پرداخت دیه و تعزیر مقرر در قانون محکوم می شود.

چشم سالم در برابر چشم هایی کـه از لحاظ دید و یا شکل متعارف نیستند، قصاص می شود.

پلک دارای مژه در برابر پلک بدون مژه قطع نمی شود، لکن پلک چشم بینا در برابر پلک چشم نابینا قصاص می شود.

قطع لاله گوش کـه موجب زوال شنوایی یا قطع بینی؛ کـه موجب زوال بویایی شود، دو جنایت محسوب می شود.

قطع بینی یا گوش موجب قصاص است، گرچه حسب مورد حس بویایی و شنوایی نداشته باشند.

قطع زبان یا لب موجب قصاص است و باید مقدار و محل آنها رعایت شود.

اگر شخص گویا زبان کسی را کـه لال است؛ قطع کند، قصاص ساقط است و دیه گرفته می شود، لکن زبان کسی کـه لال است، در برابر زبان لال دیگری و زبان گویا قصاص می شود و زبان دارای حس چشایی در برابر زبان بدون حس چشایی قصاص می شود.

زبان گویا در برابر زبان کودکی کـه هنوز بـه حد سخن گفتن نرسیده است، قصاص می شود، مگر آن کـه لال بودن کودک ثابت شود.

اگر کسی دندان دیگری را بشکند یا بکند، بـه قصاص محکوم می شود و در قصاص آن، رعایت تساوی در محل دندان لازم است.

اگر دندان کسی توسط دیگری کنده شود، چنانچه تا زمان قصاص، دندان سالمی بـه جای آن بروید، مرتکب قصاص نمی شود و بـه تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» و ارش جراحت و مدتی کـه مجنی علیه بدون دندان بوده است؛ محکوم می شود. اگر دندان جدید معیوب باشد، مرتکب افزون بر محکومیت های مذکور، بـه پرداخت ارش عیب نیز محکوم می شود. اگر مجنی علیه کودک باشد، صدور حکم بـه مدت متعارف برای روییدن دندان بـه تأخیر می افتد و در صورت رویش دندان یک صدم دیه پرداخت می شود. اگر مجنی علیه در این مدت فوت کند، مرتکب افزون بر تعزیر مذکور، بـه پرداخت دیه محکوم می شود.

اگر دندان مرتکب، شیری و دندان مجنی علیه غیرشیری باشد، مجنی علیه بین قصاص دندان شیری و تاخیر قصاص تا رویش دندان غیرشیری در مرتکب، مختار است.

اگر دندان مجنیٌ علیه پس از اجرای قصاص یا گرفتن دیه بروید، چیزی برعهده مجنیٌ علیه نیست و اگر گرفتن دیه بـه جهت عدم امکان قصاص بوده باشد، دیه نیز بازگردانده نمی شود.

اگر دندان مرتکب پس از اجرای قصاص بروید، مجنی علیه حق قصاص دوباره آن را ندارد.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید