قانون مجازات اسلامی 1392
فصل هفتم ـ تداخل و تعدد دیات
در تعدّد جنایات، اصل بر تعدّد دیات و عدم تداخل آنها است، مگر مواردی کـه در این قانون خلاف آن مقرر شده است.
هر گاه مجنیٌ علیه در اثر سرایت صدمه یا صدمات غیر عمدی فوت نماید یا عضوی از اعضاء او قطع شود یا آسیب بزرگتری ببیند، بـه ترتیب ذیل دیه تعیین می شود:
الف ـ در صورتی که صدمه وارده یکی باشد، تنها دیه نفس یا عضو یا آسیب بزرگتر ثابت می شود.
ب ـ در صورت تعدّد صدمات، چنانچه مرگ یا قطع عضو یا آسیب بیشتر، در اثر سرایت تمام صدمات باشد، تنها دیه نفس یا عضو یا آسیب بزرگتر ثابت می شود و اگر مرگ یا قطع عضو یا آسیب بزرگتر در اثر سرایت برخی از صدمات باشد، دیه صدمات مسری در دیه نفس یا عضو یا آسیب بزرگتر تداخل می کند و دیه صدمات غیرمسری، جداگانه محاسبه و مورد حکم واقع می شود.
هر گاه صدمه وارده عمدی باشد و نوعاً کشنده یا موجب قطع عضو یا آسیب بیشتر نباشد، لکن اتفاقاً سرایت کند، علاوه بر حق قصاص یا دیه، نسبت بـه جنایت عمدی کمتر، حسب مورد دیه جنایت بیشتر نیز باید پرداخت شود، مانند اینکه شخصی عمداً انگشت دیگری را قطع کند و اتفاقاً این قطع سرایت کند و موجب فوت مجنیٌ علیه یا قطع دست او گردد، علاوه بر حق قصاص یا دیه انگشت، حسب مورد دیه نفس یا دیه دست مجنیٌ علیه نیز باید پرداخت شود.
هر گاه در اثر یک ضربه یا هر رفتار دیگر، آسیب های متعدّد در اعضای بدن بـه وجود آید، چنانچه هریک از آنها در اعضاء مختلف باشد یا همه در یک عضو بوده ولی نوع هر آسیبی غیر از نوع دیگری باشد و یا از یک نوع بوده و لکن در دو یا چند محل جداگانه از یک عضو باشد، هر آسیب دیه جداگانه دارد.
هر گاه در اثر رفتارهای متعدّد، آسیب های متعدّد ایجاد شود، هر آسیبی دیه جداگانه دارد.
در صورت وجود مجموع شرایط چهارگانه ذیل، دیه آسیب های متعدّد تداخل می کند و تنها دیه یک آسیب ثابت می شود:
الف ـ همه آسیب های ایجاد شده مانند شکستگی های متعدّد یا جراحات متعدّد از یک نوع باشد.
ب ـ همه آسیب ها در یک عضو باشد.
پ ـ آسیب ها متصل بـه هم یا بـه گونه ای نزدیک بـه هم باشد کـه عرفاً یک آسیب محسوب شود.
ت ـ مجموع آسیب ها با یک رفتار مرتکب بـه وجود آید.
هر گاه در اثر یک یا چند رفتار، منافع متعدّد زائل یا ناقص شود، مانند اینکه در اثر ضربه بـه سر، بینایی، شنوایی و عقل کسی از بین برود یا کم شود، هر یک دیه جداگانه دارد.
هر گاه منفعتی قائم بـه عضوی باشد، در جنایت بر آن عضو کـه منجر بـه زوال یا اختلال منفعت گردد، تنها دیه بیشتر ثابت می شود، ولی اگر منفعت قائم بـه آن عضو نبوده و میان از بین رفتن عضو و زوال منفعت ملازمه نباشد، اگرچه وجود آن عضو در تقویت و تسهیل منفعت مؤثر باشد، مانند لاله گوش و بینی کـه در تقویت شنوایی و بویایی مؤثرند و بـه سبب قطع لاله گوش یا بینی، شنوایی یا بویایی نیز زائل یا ناقص گردد، هر کدام دیه جداگانه دارد.
چنانچه بـه سبب ایراد ضربه یا جراحت، صدمه بزرگتری بـه وجود آید، مانند اینکه با شکستن سر، عقل زائل شود، هر گاه آن جراحت علّت و سبب زوال یا نقصان منفعت باشد، اگر با یک ضربه یا جراحت واقع شده باشد دیه ضربه یا جراحت در دیه بیشتر تداخل می کند و تنها دیه زوال یا نقصان منفعت کـه بیشتر است؛ پرداخت می شود و چنانچه زوال منفعت یا نقصان آن با ضربه یا جراحت دیگری غیر از ضربه ای کـه جراحت را ایجاد کرده است، واقع شده باشد و یا ضربه یا جراحت وارده علت زوال یا نقصان منفعت بـه گونه ای کـه لازم و ملزوم یکدیگرند، نباشد و اتفاقاً با آن ضربه و جراحت، منفعت نیز زائل گردد یا نقصان یابد، ضربه یا جراحت و منفعت، هر کدام دیه جداگانه دارد.
هر گاه جراحت عمیقی مانند منَقَله و یا جائفه یکباره واقع شود، تنها دیه همان جراحت عمیق پرداخت می شود و اگر بـه تدریج واقع شود، یعنی ابتداء جراحت خفیف تر مانند موضحه و سپس جراحت شدیدتر مانند منقّله ایجاد شود، چنانچه بـه سبب سرایت جراحت اول باشد، تنها دیه جراحت شدیدتر پرداخت می شود و در صورتی که بـه سبب ضربه دیگری باشد، خواه دو ضربه از یک نفر خواه از چند نفر باشد، هر یک از دو جراحت، دیه جداگانه دارد.
در اعضاء و منافع، مقدار ارش یک جنایت، بیش از دیه مقدر برای آن عضو یا منفعت نیست و چنانچه بـه سبب آن جنایت، منفعت یا عضو دیگری از بین رود یا عیبی در آنها ایجاد شود، برای هر آسیب دیه جداگانه ای تعیین می گردد.