قانون مجازات اسلامی 1392
مبحث ششم ـ دیه زبان
قطع و یا از بین بردن تمام زبانِ گویا، موجب دیه کامل است و دیه از بین بردن قسمتی از آن، بـه نسبت گویایی از بین رفته است کـه با تقسیم تمام دیه بـه حروف محاسبه می شود.
تبصره 1 ـ دیه از بین بردن ادای هر حرف با توجه بـه حروف زبان تکلم مجنی علیه تعیین می شود، مانند اینکه از بین بردن قدرت اداء یک حرف شخص فارسی زبان، یک سی و دوم دیه کامل است.
تبصره 2 ـ شخصی کـه دارای لکنت زبان است و یا بـه کندی یا تندی سخن می گوید یا برخی از حروف را نمی تواند تلفظ کند، گویا محسوب می شود.
قطع و از بین بردن تمام زبان لال موجب یک سوم دیه کامل است و از بین بردن مقداری از آن، موجب همان مقدار دیه بـه نسبت مساحت تمام زبان است.
تبصره ـ لال؛ اعم از مادر زادی و عارضی است، لکن کسی کـه بـه واسطه عارضه ای بـه طور موقت قادر بـه سخن گفتن نیست، گویا محسوب می شود.
هر گاه شخصی مقداری از زبان کسی را قطع کند و موجب از بین رفتن قدرت ادای تعدادی از حروف گردد و شخص دیگری مقداری دیگر از زبان او را قطع کند و موجب از بین رفتن قدرت ادای تعداد دیگری از حروف شود، هر شخص بـه نسبت تعداد حروفی کـه قدرت ادای آنها را از بین برده است، ضامن می باشد.
قطع و از بین بردن تمام زبان کودکی کـه زمان سخن گفتن او فرا نرسیده، موجب دیه کامل است، لکن اگر بعداً معلوم شود کـه لال بوده است، مازاد بر یک سوم دیه مسترد می شود.
هر گاه قسمتی از زبان کودکی کـه زمان سخن گفتن او فرا نرسیده است، قطع شود بـه میزان نسبت مساحت قطع شده، دیه پرداخت می شود، لکن اگر بعداً معلوم شود کـه کودک لال بوده است، دو سوم آن مسترد می گردد و چنانچه معلوم شود کـه گویا بوده است، در صورتی که دیه حروف از بین رفته از دیه نسبت گویایی از بین رفته بیشتر باشد، مابه التفاوت آن باید پرداخت شود.