قانون مجازات اسلامی 1392
فصل چهارم ـ قواعد عمومی دیه منافع
ادله اثبات دیه منافع، همان ادله اثبات دیه اعضاء است. در موارد اختلاف میان مرتکب و مجنیٌ علیه در زوال منفعت یا نقصان آن، چنانچه از طریق اختیار و آزمایش، اقرار، بینه، علم قاضی یا قول کارشناس مورد وثوق، زوال یا نقصان منفعت ثابت نشود، در صورت تحقق لوث، مجنیٌ علیه می تواند با قسّامه بـه نحوی کـه در دیه اعضاء مقرر است، دیه را ثابت کند و چنانچه نسبت بـه بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده؛ اختلاف باشد دیه با یک سوگند مجنیٌ علیه ثابت می شود و نیازی بـه قسّامه نیست.
در مواردی کـه نظر کارشناسی بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده در مدت معیّنی باشد، چنانچه مجنیٌ علیه قبل از مدت تعیین شده فوت کند، دیه ثابت می شود.
هر گاه جنایتی کـه موجب زوال یکی از منافع شده است، سرایت کند و سبب مرگ مجنیٌ علیه شود، دیه منفعت در دیه نفس تداخل می کند و تنها دیه نفس قابل مطالبه است.
هر گاه در مهلتی کـه بـه طریق معتبری برای بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده، تعیین گردیده، عضوی کـه منفعت، قائم بـه آن است از بین برود، بـه عنوان مثال چشمی کـه بینایی آن بـه طور موقت از بین رفته است؛ از حدقه بیرون بیاید، مرتکب، فقط ضامن ارش زوال موقت آن منفعت است و چنانچه از بین رفتن آن عضو بـه سبب جنایت شخص دیگر باشد؛ مرتکب دوم، ضامن دیه کامل آن عضو می باشد.