محتوا : متن اصلی را بخوانید

قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02

امور حسبی اموری است کـه دادگاه ها مکلفند نسبت بـه آن امور اقدام نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند بدون اینکه رسیدگی بـه آنها متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوی از طرف آنها باشد.

رسیدگی بـه امور حسبی تابع مقررات این باب میباشد مگر آنکه خلاف آن مقرر شده باشد.

رسیدگی بـه امور حسبی در دادگاه های حقوقی بـه عمل می آید.

در موضوعات حسبی هر گاه امری در خارج از مقر دادگاهی کـه کار در آنجا مطرح است باید انجام شود دادگاه مزبور می تواند انجام آن امر را بـه دادگاهی کـه کار در حوزه آن باید بشود ارجاع نماید و در اینصورت دادگاه نامبرده امر ارجاع شده را انجام و نتیجه را بـه دادگاه ارجاع کننده امر میفرستد.

مقررات راجع بـه نیابت قضایی کـه در آیین دادرسی مدنی ذکر شده شامل امور حسبی خواهد بود.

در صورتی کـه دو یا چند دادگاه برای رسیدگی بـه موضوعی صالح باشند دادگاهی کـه بدوا بـه آن رجوع شده است رسیدگی می نماید.

در صورت حدوث اختلاف در صلاحیت دادگاه ها رفع اختلاف بـه ترتیب مقرر در آیین دادرسی مدنی بـه عمل می آید.

دادرس باید در موارد زیر از مداخله در امور حسبی خودداری کند: 1ـ اموری کـه در آنها ذی نفع است. 2 ـ امور راجع بـه زوجه خود (زوجه ای کـه در عده طلاق رجعی است در حکم زوجه است). 3 ـ امور اقربا نسبی و سببی خود در درجه 1 و 2 از طبقه اول و درجه یک از طبقه دوم. 4 ـ امور راجع بـه اشخاصی کـه سمت ولایت یا قیمومت یا نمایندگی نسبت بـه آنها دارد.

در موارد خودداری دادرس هر گاه در آن حوزه دادرس صلاحیت دار برای رسیدگی نباشد رسیدگی بـه دادگاه نزدیکتر ارجاع می شود.

در موارد ماده 7 دادرس باید از رسیدگی خودداری نماید ولی اشخاص ذی نفع نمی توانند بـه استناد این ماده دادرس را رد نمایند.

عدم صلاحیت محلی دادگاه یا خودداری دادرس از مداخله در خصوص امری رافع آثار قانونی اقدام یا تصمیمی کـه بـه عمل آمده است نخواهد بود.

روزهای تعطیل مانع از رجوع بـه دادرس در امور حسبی نیست ولی دادرس می تواند رسیدگی را در روزهای تعطیل بـه تاخیر اندازد مگر این کـه امر از امور فوری باشد.

درخواست در امور حسبی ممکن است کتبی یا زبانی باشد ـ درخواست زبانی در صورت مجلس نوشته شده و بـه امضا درخواست کننده می رسد.

در امور حسبی دادرس باید هرگونه بازجویی و اقدامی کـه برای اثبات قضیه لازم است بـه عمل آورد هر چند درخواستی از دادرس نسبت بـه آن اقدام نشده باشد و در تمام مواقع رسیدگی می تواند دلائلی کـه مورد استناد واقع می شود قبول نماید.

اشخاص ذی نفع می توانند شخصا در دادگاه حاضر شوند یا نماینده بفرستند و نیز می توانند کسی را بـه سمت مشاور همراه خود بـه دادگاه بیاورند و در صورتی کـه نماینده بـه دادگاه فرستاده شود نمایندگی او باید نزد دادرس محرز شود. تبصره ـ نماینده اعم از وکلا دادگستری یا غیر آنهاست.

حساب مواعد بـه ترتیبی است کـه در آیین دادرسی مدنی ذکر شده و اگر روز آخر موعد مصادف با تعطیل شود آخر موعد روز بعد از تعطیل خواهد بود.

در مهلت هایی کـه مسافت رعایت می شود ترتیب آن مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی راجع بـه مسافت است.

اشخاص ذی نفع می توانند پرونده های امور حسبی را ملاحظه نموده و از محتویات آن رونوشت گواهی شده یا گواهی نشده از دفتر دادگاه بگیرند.

هر گاه ضمن رسیدگی بـه امور حسبی دعوایی از طرف اشخاص ذی نفع حادث شود کـه رسیدگی بـه امور حسبی متوقف بـه تعیین تکلیف نسبت بـه آن دعوی باشد دادرس در صورت درخواست دستور موقتی در موضوع آن دعوی مطابق مقررات دادرسی فوری صادر می نماید.

اقدام و دخالت دادستان در امور حسبی مخصوص بـه مواردی است کـه در قانون تصریح شده است.

در مواردی کـه دادستان مکلف بـه اقدامی میباشد اقدام بـه عهده دادسرای دادگاه شهرستانی است کـه رسیدگی در حوزه آن دادگاه بـه عمل می آید.

دادرس پس از تمام شد بازجویی و رسیدگی منتهی در ظرف دو روز تصمیم خود را اعلام می نماید.

تصمیم دادرس باید موجه و مدلل باشد.

در مواردی کـه تصمیمات دادگاه باید ابلاغ شود ترتیب ابلاغ مانند مقررات آیین دادرسی مدنی است.

در صورتی کـه ابلاغ در کشور بیگانه باید بـه عمل آید دادرس می تواند ترتیب سهل تری برای ابلاغ در نظر گرفته و دستور دهد.

هر گاه شخصی کـه تصمیم دادگاه باید بـه او ابلاغ شود در دادگاه حاضر باشد تصمیم دادگاه بـه او اعلام و این عمل ابلاغ محسوب است و رونوشت نیز بـه او داده می شود.

تصمیم دادگاه در امور حسبی قابل پژوهش و فرجام نیست جز آنچه در قانون تصریح شده باشد.

مرجع شکایت پژوهشی از تصمیمات قابل پژوهش در امور حسبی دادگاهی است کـه مطابق آیین دادرسی مدنی صلاحیت رسیدگی پژوهشی و احکام دادگاه صادر کننده تصمیم در مورد دعاوی دارد.

مدت پژوهش همانست کـه برای پژوهش احکام در آیین دادرسی مدنی مقرر شده.

در صورتی کـه پژوهش خواه اثبات کند کـه پژوهش نخواستن او در موعد بواسطه عذر موجه بوده و در ظرف ده روز از تاریخ رفع عذر پژوهش بخواهد دادگاهی کـه مرجع رسیدگی پژوهش است می تواند مهلت پژوهش را تجدید نماید مشروط بـه این کـه از تاریخ انقضا مدت پژوهش بیش از شش ماه نگذشته باشد.

مهلت جدید نباید بیش از موعد پژوهش باشد و درخواست تجدید مهلت بیش از یکدفعه پذیرفته نیست.

شکایت پژوهشی بـه دفتر دادگاهی کـه صادر کننده تصمیم مورد شکایت بوده داده می شود و دفتر نامبرده باید فورا شکایت نامه را ثبت و رسید آن را بـه شاکی داده و منتهی در ظرف دو روز شکایت نامه پژوهشی را با برگهای مربوط بـه آن دادگاهی کـه مرجع رسیدگی پژوهشی است بفرستد.

شکایت پژوهشی ممکن است شفاهی باشد در این صورت شکایت نامبرده در صورت مجلس دادگاه درج و بـه امضا شاکی و دادرس می رسد و اینصورت مجلس با برگهای مربوطه بـه دادگاه مرجع رسیدگی پژوهشی فرستاده خواهد شد.

شکایت پژوهشی ممکن است مبنی بر جهات یا ادله جدید باشد.

شکایت پژوهشی موجب تعویق اجرا تصمیم مورد شکایت نمی شود مگر اینکه دادگاهی کـه رسیدگی پژوهشی میکند قرار تاخیر اجرای آنرا بدهد.

تصمیم دادگاه استان بـه اتفاق یا بـه اکثریت آرا معلوم می شود.

دادگاهی کـه رسیدگی پژوهشی می نماید هرگونه رسیدگی و تحقیقی کـه مفید و لازم بداند بدون احتیاج بـه درخواست بـه عمل میآورد و پس از رسیدگی اگر تصمیم مورد شکایت را صحیح بداند آنرا تایید و چنانچه نقصی در تصمیم نامبرده مشاهده کند موافق نظر خود آنرا تکمیل می نماید و هر گاه تصمیم مورد شکایت را صحیح نداند آن را الغا نموده و تصمیم مقتضی را اعلام می نماید.

هر گاه در تصمیم دادگاه اشتباهی در حساب یا سهو قلم یا اشتباهات دیگری رخ دهد مثل از قلم افتادن نام یکی از اشخاص ذی نفع یا زیاد شدن نامی ـ مادام کـه آن تصمیم بوسیله شکایت بـه دادگاه بالاتر از دادگاه خارج نشده باشد دادگاه صادر کننده تصمیم مستقلا یا بـه درخواست یکی از اشخاص ذی نفع آن را تصحیح می نماید و این تصحیح زیر تصمیم دادگاه یا برگ دیگری کـه پیوست آن می شود نوشته خواهد شد. دادن رونوشت از تصمیم دادگاه بدون پیوست نامبرده ممنوع است. تصحیح بـه اشخاصی کـه تصمیم دادگاه باید ابلاغ شود ابلاغ می شود و در مواردی کـه تصمیم دادگاه قابل پژوهش است تصحیح آنهم در موعد مقرر برای پژوهش قابل پژوهش خواهد بود.

هر گاه تصمیم دادگاه از اعتبار افتاده باشد تصحیح هم از اعتبار خواهد افتاد.

هر گاه دادگاه راسا یا بر حسب تذکر بـه خطا تصمیم خود برخورد در صورتی کـه آن تصمیم قابل پژوهش نباشد می تواند آنرا تغییر دهد.

تصمیمی کـه در زمینه درخواستی بعمل آمده است تغییر آنهم محتاج بـه درخواست است.

هر گاه در استنباط از مواد قانون بین دادرس هایی کـه رسیدگی پژوهشی میکنند اختلاف نظر باشد دادگاهی کـه بـه امر حسبی رسیدگی پژوهشی می نماید می تواند بـه توسط دادستان دیوان کشور نظر هیئت عمومی دیوان کشور را بخواهد و در این صورت دادگاه نظر خود را با دلائل آن برای دادستان دیوان کشور میفرستد و پس از آنکه دیوان کشور نظر خود را اعلام کرد دادگاه مکلف است مطابق آن عمل نماید.

دادستان دیوان کشور از هر طریقی کـه مطلع بـه سوء استنباط از مواد این قانون در دادگاه ها بشود یا بـه اختلاف نظر دادگاه ها راجع بـه امور حسبی اطلاع حاصل کند کـه مهم و مؤثر باشد نظر هیئت عمومی دیوان کشور را خواسته و بـه وزارت دادگستری اطلاع می دهد کـه بـه دادگاه ها ابلاغ شود و دادگاه ها مکلف اند بر طبق نظر مزبور رفتار نمایند.

کسانی کـه تصمیم دادگاه را در امور حسبی برای خود مضر بدانند می توانند بر آن اعتراض نمایند خواه تصمیم از دادگاه نخست صادر شده و یا از دادگاه پژوهشی باشد و حکمی کـه در نتیجه اعتراض صادر می شود قابل پژوهش و فرجام است.

مقررات آیین دادرسی مدنی راجع بـه نظم جلسه رسیدگی شامل امور حسبی نیز خواهد بود.

در امور حسبی اگر دادرس آشنا بزبان اشخاص باشد ملزم بـه مداخله دادن مترجم نیست و در صورت احتیاج بـه مترجم دادرس می تواند کسی کـه طرف اعتماد اوست برای ترجمه انتخاب نماید. مترجم نباید از اشخاص مذکور در ماده 8 انتخاب شود.

در مورد دعوی خیانت یا عدم لیاقت و سایر موجبات عزل وصی یا قیم یا ضم امین ترتیب رسیدگی مطابق مقررات این قانون است و حکمی کـه در این خصوص صادر می شود مطابق آیین دادرسی مدنی قابل پژوهش و فرجام است.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید