قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02
مبحث اول ـ استیفا دین از ترکه
مبحث اول ـ استیفا دین از ترکه
دیون و حقوقی کـه بـه عهده متوفی است بعد از هزینه کفن و دفن و تجهیز متوفی و سایر هزینه های ضروری از قبیل هزینه حفظ و اداره ترکه باید از ترکه داده شود.
ورثه ملزم نیستند غیر از ترکه چیزی بـه بستانکاران بدهند و اگر ترکه برای ادا تمام دیون کافی نباشد ترکه مابین تمام بستانکاران بـه نسبت طلب آنها تقسیم می شود مگر اینکه آن را بدون شرط قبول کرده باشند کـه در این صورت مطابق ماده 246 مسئول خواهند بود. در موقع تقسیم دیونی کـه بـه موجب قوانین دارای حق تقدم و رجحان هستند رعایت خواهد شد بستانکاران زیر هر یک بـه ترتیب حق تقدم بر دیگران دارند: طبقه اول: الف ـ حقوق خدمه خانه برای مدت سال آخر قبل از فوت. ب ـ حقوق خدمتگذاران بنگاه متوفی برای مدت شش ماه قبل از فوت. ج ـ دستمزد کارگرانی کـه روزانه یا هفتگی مزد میگیرند برای مدت سه ماه قبل از فوت. طبقه دوم: طلب اشخاصی کـه مال آنها بـه عنوان ولایت یا قیمومت تحت اداره متوفی بوده نسبت بـه میزانی کـه متوفی از جهت ولایت و یا قیمومت مدیون شده است. این نوع طلب در صورتی دارای حق تقدم خواهد بود کـه موت در دوره قیمومت یا ولایت و یا در ظرف یک سال بعد از آن واقع شده باشد. طبقه سوم: طلب پزشک و دارو فروش و مطالباتی کـه بـه مصرف مداوای متوفی و خانواده اش در ظرف سال قبل از فوت رسیده است. طبقه چهارم: الف ـ نفقه زن مطابق ماده 1206 قانون مدنی. ب ـ مهریه زن تا میزان ده هزار ریال. طبقه پنجم: سایر بستانکاران.
اگر چیزی از ترکه در مقابل دینی رهن باشد مرتهن نسبت بـه مال مرهون بر سایر بستانکاران مقدم است و اگر بهای مال مرهون از طلب مرتهن زاید باشد مقدار زاید مابین بستانکاران تقسیم می شود و اگر کمتر باشد مرتهن نسبت بـه باقی مانده طلب خود مانند سایر بستانکاران خواهد بود.
ورثه می توانند دیون را از ترکه یا از مال خود ادا نمایند.
تصرفات ورثه در ترکه از قبیل فروش و صلح و هبه و غیره نافذ نیست مگر بعد از اجازه بستانکاران و یا ادا دیون.
ورثه در مقابل بستانکاران ضامن نقص یا تلف ترکه نیستند مگر اینکه نقص یا تلف مستند بـه تقصیر آنها باشد.
دیون مؤجل متوفی بعد از فوت حال می شود.
دعوی بر میت اعم از دین یا عین باید بـه طرفیت ورثه و یا نماینده قانونی آنها اقامه شود هر چند ترکه در ید وارث نباشد لیکن مادامی کـه ترکه بدست آنها نرسیده است مسئول ادا دیون نخواهند بود.
اثبات دعوی بـه طرفیت بعضی از ورثه نسبت بـه سهم همان بعض مؤثر است و وارث دیگر کـه طرف دعوی نبوده می تواند بر حکمی کـه بـه طرفیت بعضی از ورثه صادر شده اعتراض نماید.
ورثه می توانند برای اثبات طلب یا حقی برای متوفی اقامه دعوی کنند هر چند بعد از ثبوت حق چیزی عاید آنها نشود مثل اینکه دین متوفی مستغرق ترکه او باشد.
بستانکار از متوفی نیز در صورتی کـه ترکه بـه مقدار کافی برای ادا دین در ید ورثه نباشد می تواند بر کسی کـه او را مدیون متوفی میداند یا مدعی است کـه مالی از ترکه متوفی در ید او است اقامه دعوی کند.
در مورد ماده قبل اگر طلب از متوفی محرز نباشد مدعی باید طلب خود را از متوفی بـه طرفیت ورثه اثبات و پس از آن دعوی خود را بر کسی کـه مدیون متوفی یا مالی از متوفی نزد او میداند اقامه کند و می تواند بر هر دو در یک دادخواست اقامه دعوی نماید.
در مواردی کـه برای ادا دیون متوفی وصی معین شده است اثبات دین بـه طرفیت وصی و ورثه خواهد شد.
در مورد ترکه متوفای بلاوارث کـه مدیر ترکه معین می شود اثبات دین بـه طرفیت مدیر ترکه می گردد.
در دعاوی راجع بـه عین طرف دعوی کسی است کـه عین در دست او است خواه وارث باشد یا غیر وارث مگر اینکه آن کس مقر باشد کـه عین جزو ترکه است کـه در این صورت مدعی باید برای اثبات ادعای خود بر تمام ورثه اقامه دعوی نماید.
ورثه متوفی می توانند ترکه را قبول کرده کـه دیون متوفی را بپردازند و یا ترکه را واگذار و رد کنند کـه بـه بستانکاران داده شود و نیز می توانند قبول یا رد خود را منوط بـه تحریر ترکه نمایند و پس از تحریر ترکه دیون و ترکه را مطابق صورت تحریر قبول یا رد نمایند و یا تصفیه ترکه را از دادگاه بخواهند.
قیم محجور و امین غایب نمی توانند ترکه و دیون را بطور مطلق قبول نمایند ولی می توانند مطابق صورت تحریر ترکه قبول کنند.