محتوا : متن اصلی را بخوانید

قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21

هر یک از متداعیین می توانند برای خود حداکثر تا دو نفر وکیل انتخاب و معرفی نمایند.

وزارتخانه ها، مؤسسات دولتی و وابسته بـه دولت، شرکت های دولتی، نهاد های انقلاب اسلامی و مؤسسات عمومی غیردولتی، شهرداری ها و بانک ها می توانند علاوه بر استفاده از وکلای دادگستری برای طرح هرگونه دعوا یا دفاع و تعقیب دعاوی مربوط، از اداره حقوقی خود یا کارمندان رسمی خود با داشتن یکی از شرایط زیر بـه عنوان نماینده حقوقی استفاده نمایند: 1- دارا بودن لیسانس در رشته حقوق با دو سال سابقه کارآموزی در دفاتر حقوقی دستگاه های مربوط. 2- دو سال سابقه کار قضایی یا وکالت به شرط عدم محرومیّت از اشتغال بـه مشاغل قضاوت یا وکالت. تشخیص احراز شرایط یاد شده به عهده بالاترین مقام اجرایی سازمان یا قائم مقام قانونی وی خواهد بود. ارائه معرفی نامه نمایندگی حقوقی بـه مراجع قضایی الزامی است.

وکلای متداعیین باید دارای شرایطی باشند کـه به موجب قوانین راجع بـه وکالت در دادگاه ها، برای آنان مقرر گردیده است.

وکالت ممکن است بـه موجب سند رسمی یا غیررسمی باشد. در صورت اخیر، در مورد وکالت نامه های تنظیمی در ایران، وکیل می تواند ذیل وکالت نامه تأیید کند کـه وکالت نامه را موکّل شخصاً در حضور او امضاء یا مهر کرده یا انگشت زده است. در صورتی کـه وکالت در خارج از ایران داده شده باشد، باید بـه گواهی یکی از مأمورین سیاسی یا کنسولی جمهوری اسلامی ایران برسد. مرجع گواهی وکالت نامه اشخاص مقیم در کشور های فاقد مأمور سیاسی یا کنسولی ایران بـه موجب آئین نامه ای خواهد بود کـه توسط وزارت دادگستری با همکاری وزارت امور خارجه، ظرف مدت سه ماه، تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه خواهد رسید. اگر وکالت در جلسه دادرسی داده شود، مراتب در صورتجلسه قید و بـه امضای موکّل می رسد و چنانچه موکّل در زندان باشد، رئیس زندان یا معاون وی باید امضاء یا اثر انگشت او را تصدیق نمایند. تبصره ـ در صورتی کـه موکّل امضاء، مهر یا اثر انگشت خود را انکار نماید، دادگاه بـه این موضوع نیز رسیدگی خواهد نمود.

وکالت در دادگاه ها شامل تمام اختیارات راجع بـه امر دادرسی است، جز آنچه را کـه موکّل استثناء کرده یا توکیل در آن خلاف شرع باشد، لیکن در امور زیر باید اختیارات وکیل در وکالت نامه تصریح شود: 1- وکالت راجع بـه اعتراض بـه رای، تجدیدنظر، فرجام خواهی و اعاده دادرسی؛ 2 - وکالت در مصالحه و سازش؛ 3 - وکـالت در ادعای جعل یا إنکار و تردید نسبت بـه سند طرف و استرداد سند؛ 4 - وکالت در تعیین جاعل؛ 5 - وکالت در ارجاع دعوا به داوری و تعیین داور؛ 6 - وکالت در توکیل؛ 7 - وکالت در تعیین مصدق و کارشناس؛ 8 - وکالت در دعوای خسارت؛ 9 - وکـالت در استرداد دادخواست یا دعوا؛ 10 - وکالت در جلب شخص ثالث و دفاع از دعوای ثالث؛ 11 - وکالت در ورود شخص ثالث و دفاع از دعوای ورود ثالث؛ 12 - وکالت در دعوای متقابل و دفاع در قبال آن؛ 13 - وکالت در ادعای اعسار؛ 14 - وکالت در قبول یا رد سوگند. تبصره 1 ـ اشاره بـه شماره های یاد شده در این ماده بدون ذکر موضوع آن، تصریح محسوب نمی شود. تبصره 2 ـ سوگند، شهادت، اقرار، لعان و ایلا قابل توکیل نمی باشد.

وکیل در دادرسی، در صورتی حق درخواست صدور برگ اجرایی و تعقیب عملیات آن و أخذ محکومٌ بـه و وجوه ایداعی بـه نام موکّل را خواهد داشت کـه در وکالت نامه تصریح شده باشد.

اگر موکّل وکیل خود را عزل نماید، مراتب را باید به دادگاه و وکیل معزول اطلاع دهد. عزل وکیل مانع از جریان دادرسی نخواهد بود. اظهار شفاهی عزل وکیل باید در صورتجلسه قید و بـه امضای موکّل برسد.

تا زمانی کـه عزل وکیل بـه اطلاع او نرسیده است، اقدامات وی در حدود وکالت؛ همچنین ابلاغ هایی کـه از طرف دادگاه بـه وکیل می شود، مؤثر در حق موکّل خواهد بود، ولی پس از اطلاع دادگاه از عزل وکیل، دیگر او را در امور راجع بـه دادرسی، وکیل نخواهد شناخت.

در صورتی کـه وکیل استعفای خود را بـه دادگاه اطلاع دهد، دادگاه به موکّل اخطار می کند کـه شخصاً یا توسط وکیل جدید، دادرسی را تعقیب نماید و دادرسی تا مراجعه موکّل یا معرّفی وکیل جدید، حداکثر بـه مدت یک ماه متوقّف می گردد. وکیلی کـه دادخواست تقدیم کرده در صورت استعفاء، مکلّف است آن را بـه اطلاع موکّل خود برساند و پس از آن موضوع استعفای وکیل و اخطار رفع نقص توسط دادگاه بـه موکّل ابلاغ می شود، رفع نقص بـه عهده موکّل است.

در صورت فوت وکیل یا استعفاء یا عزل یا ممنوع شدن یا تعلیق از وکالت یا بازداشت وی، چنانچه أخذ توضیحی لازم نباشد، دادرسی به تأخیر نمی افتد و در صورت نیاز بـه توضیح، دادگاه مراتب را در صورت مجلس قید می کند و با ذکر موارد توضیح، بـه موکّل اطلاع می دهد کـه شخصاً یا توسط وکیل جدید در موعد مقرّر برای ادای توضیح حاضر شود.

وکلا مکلّفند در هنگام محاکمه حضور داشته باشند، مگر این کـه دارای عذر موجّهی باشند. جهات زیر عذر موجّه محسوب می شود: 1 ـ فوت یکی از بستگان نسبی یا سببی تا درجه اوّل از طبقه دوم؛ 2 ـ ابتلا بـه مرضی کـه مانع از حرکت بوده یا حرکت مضرّ تشخیص داده شود؛ 3 ـ حوادث قهری از قبیل سیل و زلزله کـه مانع از حضور در دادگاه باشد؛ 4 ـ وقایع خارج از اختیار وکیل کـه مانع از حضور وی در دادگاه شود؛ وکیل معذور موظّف است عذر خود را بـه طور کتبی با دلایل آن برای جلسه محاکمه بـه دادگاه ارسال دارد. دادگاه در صورتی به آن ترتیب اثر می دهد کـه عذر او را موجّه بداند، در غیر این صورت جریان محاکمه را ادامه داده و مراتب را بـه مرجع صلاحیتدار برای تعقیب انتظامی وکیل اطلاع خواهد داد. در صورتی کـه جلسه دادگاه به علّت عذر وکیل تجدید شود، دادگاه باید علّت آن و وقت رسیدگی بعدی را به موکّل اطلاع دهد. در این صورت، جلسه بعدی دادگاه به علّت عدم حضور وکیل، تجدید نخواهد شد.

در صورتی کـه وکیل همزمان در دو یا چند دادگاه دعوت شود و جمع بین آن ها ممکن نباشد، لازم است در دادگاهی کـه حضور او برابر قانون آیین دادرسی کیفری یا سایر قوانین الزامی باشد، حاضر شود و بـه دادگاه های دیگر لایحه بفرستد و یا در صورت داشتن حق توکیل، وکیل دیگری معرفی نماید.

عزل یا استعفاء وکیل یا تعیین وکیل جدید باید در زمانی انجام شود کـه موجب تجدید جلسه دادگاه نگردد، در غیر این صورت دادگاه بـه این علّت جلسه را تجدید نخواهد کرد.

در صورتی کـه یکی از اصحاب دعوا در دادرسی دو نفر وکیل معرفی کرده و بـه هیچ یک از آن ها بـه طور منفرد حق اقدام نداده باشد، ارسال لایحه توسط هر دو یا حضور یکی از آنان با وصول لایحه از وکیل دیگر برای رسیدگی دادگاه کافی است و در صورت عدم وصول لایحه از وکیل غایب، دادگاه بدون توجه بـه اظهارات وکیل حاضر، رسیدگی را ادامه خواهد داد. چنانچه هر دو وکیل یا یکی از آنان عذر موجهی برای عدم حضور اعلام نموده باشد، در صورت ضرورت، جلسه دادرسی تجدید و علت تجدید جلسه و وقت رسیدگی بـه موکّل نیز اطلاع داده می شود. در این صورت جلسه بعدی دادگاه بـه علت عدم حضور وکیل تجدید نخواهد شد.

وکیلی کـه در وکالت نامه حق اقدام یا حق تعیین وکیل مجاز در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور را داشته باشد، هر گاه پس از صدور رأی یا در موقع ابلاغ آن استعفاء و از رؤیت رأی امتناع نماید، باید دادگاه رأی را به موکّل ابلاغ نماید. در این صورت ابتدای مدّت تجدیدنظر و فرجام، روز ابلاغ بـه وکیل یاد شده محسوب است، مگر این کـه موکّل ثابت نماید از استعفاء وکیل بی اطلاع بوده، در این صورت ابتدای مدّت از روز اطلاع وی محسوب خواهد شد و چنانچه از جهت اقدام وکیل ضرر و زیانی بـه موکّل وارد شود، وکیل مسئول می باشد. در خصوص این ماده، دادخواست تجدیدنظر و فرجام وکیل مستعفی قبول می شود و مدیر دفتر دادگاه مکلّف است بـه طور کتبی به موکّل اخطار نماید کـه شخصاً اقدام کرده یا وکیل جدید معرفی کند و یا اگر دادخواست ناقص باشد، نقص آن را برطرف نماید.

ابلاغ دادنامه بـه وکیلی کـه حق دادرسی در دادگاه بالاتر را ندارد یا برای وکالت در آن دادگاه مجاز نباشد و وکیل در توکیل نیز نباشد، معتبر نخواهد بود.

اگر وکیل بعد از ابلاغ رأی و قبل از انقضای مهلت تجدیدنظر و فرجام خواهی فوت کند یا ممنوع از وکالت شود یا بـه واسطه قوه قهریه قادر به انجام وظیفه وکالت نباشد، ابتدای مهلت اعتراض از تاریخ ابلاغ بـه موکّل محسوب خواهد شد. تبصره ـ در مواردی کـه طرح دعوا یا دفاع به وسیله وکیل جریان یافته و وکیل یاد شده حق وکالت در مرحله بالاتر را دارد، کلیه آرای صادره باید بـه او ابلاغ شود و مبدأ مهلت ها و مواعد از تاریخ ابلاغ بـه وکیل محسوب می گردد.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید