قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
فصل پنجم ـ جهات تجدیدنظر
فصل پنجم ـ جهات تجدیدنظر
جهات درخواست تجدیدنظر بـه قرار زیر است: الف ـ ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه؛ ب ـ ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود؛ ج ـ ادعای عدم توجه قاضی بـه دلایل ابرازی؛ د ـ ادعای عدم صلاحیّت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی هـ ـ ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی و یا مقرّرات قانونی. تبصره ـ اگر درخواست تجدیدنظر بـه إستناد یکی از جهات مذکور در این ماده بـه عمل آمده باشد، در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر بـه آن جهت هم رسیدگی می نماید.
مرجع تجدیدنظر فقط بـه آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می نماید.
عدم رعایت شرایط قانونی دادخواست و یا عدم رفع نقص آن در موعد مقرّر قانونی در مرحله بدوی، موجب نقض رأی در مرحله تجدیدنظر نخواهد بود. در این موارد دادگاه تجدیدنظر بـه دادخواست دهنده بدوی اخطار می کند که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ نسبت بـه رفع نقص اقدام نماید. در صورت عدم اقدام و همچنین در صورتی که سمت دادخواست دهنده محرز نباشد، دادگاه رأی صادره را نقض و قرار رد دعوای بدوی را صادر می نماید.
چنانچه دادگاه تجدیدنظر در رأی بدوی غیر از إشتباهاتی از قبیل أعداد، أرقام، سهو قلم، مشخصات طرفین و یا از قلم افتادگی در آن قسمت از خواسته که بـه اثبات رسیده، اشکال دیگری ملاحظه نکند، ضمن اصلاح رأی، آن را تأیید خواهد کرد.
هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیّت محلی یا ذاتی تشخیص دهد، رأی را نقض و پرونده را بـه مرجع صالح ارسال می دارد.
دادگاه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد، آن را تأیید می کند. در غیر این صورت پس از نقض، پرونده را برای رسیدگی ماهوی بـه دادگاه صادر کننده قرار عودت می دهد.
قرار تحقیق و معاینه محل در دادگاه تجدیدنظر توسط رئیس دادگاه یا بـه دستور او توسط یکی از مستشاران شعبه اجراء می شود و چنانچه محل اجرای قرار در شهر دیگر همان استان باشد، دادگاه تجدیدنظر می تواند إجرای قرار را از دادگاه محل درخواست نماید و در صورتی که محل اجرای قرار در حوزه قضایی استان دیگر باشد، با اعطای نیابت قضایی بـه دادگاه محل، درخواست اجرای قرار را خواهد نمود. تبصره ـ در مواردی که مبنای رأی دادگاه فقط گواهی گواه یا معاینه محل باشد، توسط قاضی صادر کننده رأی انجام خواهد شد، مگر این که گزارش مورد وثوق دادگاه باشد.
در صورتی که دادگاه تجدیدنظر قرار دادگاه بدوی را در مورد رد یا عدم استماع دعوا بـه جهت یاد شده در قرار، موجّه نداند ولی بـه جهات قانونی دیگر دعوا را مردود یا غیرقابل إستماع تشخیص دهد، در نهایت قرار صادره را تأیید خواهد کرد.
مقرّراتی که در دادرسی بدوی رعایت می شود، در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است، مگر این که بـه موجب قانون ترتیب دیگری مقرّر شده باشد.
غیر از طرفین دعوا یا قائم مقام قانونی آنان، کس دیگری نمی تواند در مرحله تجدیدنظر وارد شود، مگر در مواردی که قانون مقرّر می دارد.
چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظر خواه را موجّه تشخیص دهد، رأی دادگاه بدوی را نقض و رأی مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تأیید رأی، پرونده را بـه دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.
رأی دادگاه تجدیدنظر نمی تواند مورد استفاده غیرطرفین تجدیدنظرخواهی قرار گیرد، مگر در مواردی که رأی صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت بـه اشخاص دیگر هم که مشمول رأی بدوی بوده و تجدیدنظر خواهی نکرده اند، تسری خواهد داشت.
هرگاه در تنظیم و نوشتن رأی دادگاه تجدیدنظر، سهو یا اشتباهی رخ دهد همان دادگاه با رعایت ماده 309 آن را اصلاح خواهد کرد.
تنظیم دادنامه و ابلاغ آن بـه ترتیب مقرّر در مرحله بدوی می باشد.
ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد بود، ولی موارد زیر ادعای جدید محسوب نمی شود: 1 ـ مطالبه قیمت محکومٌ بـه که عین آن، موضوع رأی بدوی بوده و یا مطالبه عین مالی که قیمت آن در مرحله بدوی مورد حکم قرار گرفته است. 2 ـ ادعای إجاره بهاء و مطالبه بقیه اقساط آن و اجرت المثل و دیونی که موعد پرداخت آن در جریان رسیدگی بدوی، رسیده و سایر متفرعات از قبیل ضرر و زیان که در زمان جریان دعوا یا بعد از صدور رأی بدوی بـه خواسته اصلی تعلق گرفته و مورد حکم واقع نشده یا موعد پرداخت آن بعد از صدور رأی رسیده باشد. 3 ـ تغییر عنوان خواسته از اجرت المسمی بـه اجرت المثل یا بالعکس.
چنانچه هر یک از طرفین دعوا دادخواست تجدیدنظر خود را مسترد نمایند، مرجع تجدیدنظر، قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر را صادر می نماید.
در مواردی که رأی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیّت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه و یا اعتراضیّه ای هم نداده باشند، رأی دادگاه تجدیدنظر ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ واقعی بـه محکومٌ علیه یا وکیل او قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر می باشد. رأی صادره قطعی است.
آرای صادره در مرحله تجدیدنظر جز در موارد مقرر در ماده 326 قطعی می باشد.