قانون دیوان عدالت اداری 1392

شعبه رسیدگی کننده می تواند هرگونه تحقیق یا اقدامی را کـه لازم بداند، انجام دهد یا آن را از ضابطان قوه قضاییه و مراجع اداری بخواهد و یا بـه سایر مراجع قضایی نیابت دهد. ضابطان و مراجع مزبور مکلفند ظرف مهلتی کـه شعبه دیوان تعیین می کند، تحقیقات و اقدامات خواسته شده را انجام دهند. تخلف از این ماده حسب مورد مستلزم مجازات اداری یا انتظامی است.

در صورتی کـه محتوای شکایت و دادخواست مطروحه در شعبه دیوان، حاوی مطالبی علیه شخص ثالث نیز باشد، این امر مانع رسیدگی شعبه بـه پرونده نیست.

شعبه دیوان می تواند هریک از طرفین دعوا را برای ادای توضیح دعوت نماید و در صورتی کـه شکایت از ادارات و واحد های مذکور در ماده (10) این قانون باشد، طرف شکایت مکلف بـه معرفی نماینده است.

تبصره 1 ـ در صورتی کـه شاکی پس از ابلاغ برای ادای توضیح حاضر نشود یا از ادای توضیحات مورد درخواست استنکاف کند، شعبه دیوان با ملاحظه دادخواست اولیه و لایحه دفاعیه طرف شکایت یا استماع اظهارات او، اتخاذ تصمیم می نماید و اگر اتخاذ تصمیم ماهوی بدون اخذ توضیح از شاکی ممکن نشود، قرار ابطال دادخواست صادر می گردد.

تبصره 2 ـ در صورتی کـه طرف شکایت، شخص حقیقی یا نماینده شخص حقوقی باشد و پس از احضار، بدون عذر موجه، از حضور جهت ادای توضیح خودداری کند، شعبه او را جلب می نماید یا بـه انفصال موقت از خدمات دولتی بـه مدت یک ماه تا یک سال محکوم می کند.

تبصره 3 ـ عدم تعیین نماینده توسط طرف شکایت یا عدم حضور شخص معرفی شده در مهلت اعلام شده از سوی شعبه دیوان، موجب انفصال موقت از خدمات دولتی از دو ماه تا یک سال است.

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ در صورت درخواست رییس دیوان یا هر یک از شعب دیوان، کلیه واحد های دولتی، شهرداری ها و سایر موسسات عمومی و ماموران آنها مکلفند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ نسبت بـه ارسال اسناد و پرونده های مورد مطالبه اقدام نمایند و در صورتی کـه ارسال اسناد ممکن نباشد، دلایل آن را بـه دیوان اعلام کنند. در صورت موجه ندانستن دلایل توسط دیوان و مطالبه مجدد و امتناع از ارسال ظرف یک ماه، مستنکف، بـه حکم شعبه بـه انفصال موقت از خدمات دولتی از یک ماه تا یک سال یا کسر یک سوم حقوق و مزایا بـه مدت سه ماه تا یک سال محکوم می شود. این حکم ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در شعب تجدیدنظر است. این امر حسب مورد مانع اختیار دیوان برای اقدام مقتضی در جهت دستیابی بـه دلایل و مدارک مورد نیاز یا صدور رای طبق مدارک و قراین موجود در پرونده نیست. مطالبه اسناد طبقه بندی شده مطابق مقررات مربوط صورت می گیرد.

تبصره ـ شعبه دیوان مکلف است علاوه بر موارد مذکور در این ماده مراتب امتناع مسئول مربوطه از انجام وظایف قانونی را جهت تعقیب کیفری بـه مرجع قضایی صالح اعلام نماید.

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ شاکی می تواند دادخواست خود را قبل از وصول پاسخ طرف شکایت، مسترد کند و در این صورت، شعبه قرار ابطال دادخواست صادر می کند. شاکی می تواند دادخواست خود را تجدید نماید

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ چنانچه شاکی بعد از وصول لایحه دفاعیه طرف شکایت، شکایت خود را مسترد نماید یا قبل از صدور رای از شکایت خود بـه کلی صرف نظر نماید، قرار سقوط شکایت صادر می شود و همان شکایت مجدداً قابل طرح نیست.

تبصره ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ در صورتی کـه تجدیدنظرخواه، دادخواست تجدیدنظرخواهی را مسترد نموده و یا انصراف خود را از تجدیدنظرخواهی اعلام نماید، قرار سقوط تجدیدنظرخواهی صادر می شود و تجدیدنظرخواهی مجدد قابل طرح نیست.

در صورت ضرورت بـه تشخیص رییس دیوان یا رییس شعبه، بـه پرونده های مطروحه در شعب دیوان و شعب تجدید نظر آن، خارج از نوبت رسیدگی می شود.

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ هر گاه رسیدگی بـه شکایت در صلاحیت سایر مراجع قضایی باشد، شعبه دیوان با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را بـه مرجع مذکور ارسال می کند. این قرار قطعی است و در صورتی کـه رسیدگی بـه شکایت را در صلاحیت مراجع غیرقضایی بداند مبادرت بـه صدور قرار رد شکایت نموده و شاکی را بـه مرجع صالح دلالت می کند.

شاکی می تواند تا قبل از صدور رای، خواسته خود را اصلاح کند. قبول تقاضای اصلاح خواسته پس از ارسال دادخواست و ضمائم آن برای طرف شکایت، مشروط بر این است کـه بـه تشخیص شعبه، ماهیت خواسته تغییر نکرده باشد و شعبه بتواند بدون نیاز بـه ارسال مجدد دادخواست، براساس دادخواست اصلاح شده، رای صادر نماید.

هر گاه رسیدگی دیوان منوط بـه اثبات امری باشد کـه در صلاحیت مرجع دیگری است، قرار اناطه صادر و مراتب بـه طرفین ابلاغ می شود. ذی نفع باید ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ اخطاریه دیوان، بـه مرجع صالح مراجعه و گواهی دفتر مرجع مزبور را مبنی بر طرح موضوع، بـه دیوان تسلیم نماید. در غیر این صورت دیوان بـه رسیدگی خود ادامه می دهد و تصمیم مقتضی می گیرد.

شکایات مطروحه در دیوان کـه بـه تشخیص رییس دیوان دارای موضوع واحد یا مرتبط باشد در یک شعبه رسیدگی می شود و در صورت ارجاع بـه چند شعبه، بـه همه پرونده ها در شعبه ای کـه سبق ارجاع دارد رسیدگی بـه عمل می آید.

در صورتی کـه شعبه دیوان از فوت یا محجور شدن شاکی یا زوال سمت نماینده قانونی او مطلع شود، تا تعیین و معرفی قایم مقام قانونی متوفی یا محجور، قرار توقف دادرسی صادر و مراتب از طریق دفتر شعبه بـه نشانی شاکی اعلام می شود.

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ در صورت احراز هر یک از جهات زیر، شعبه دیوان حتی قبل از ارسال دادخواست و ضمائم بـه طرف شکایت، قرار رد شکایت صادر می کند:

الف ـ شاکی برای طرح شکایت، اهلیت یا سمت قانونی نداشته باشد.

ب ـ شاکی در شکایت مطروحه ذی نفع نباشد.

پ ـ شکایت متوجه طرف شکایت نباشد.

ت ـ شکایت خارج از موعد قانونی، مطرح شده باشد.

ث ـ شکایت طرح شده از حیث موضوع قبلا بین همان اشخاص یا اشخاصی کـه اصحاب دعوی، قائم مقام آنان هستند، رسیدگی و حکم قطعی نسبت بـه آن صادر شده باشد.

ج ـ موجبات رسیدگی بـه شکایت، منتفی شده باشد.

هر گاه شاکی، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری غیر از طرف شکایت را بـه دادرسی لازم بداند، می تواند ضمن دادخواست تقدیمی یا دادخواست جداگانه، حداکثر ظرف سی روز پس از ثبت دادخواست اصلی، تقاضای خود را تسلیم کند. همچنین در صورتی کـه طرف شکایت، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری بـه دادرسی را ضروری بداند، می تواند ضمن پاسخ کتبی، دادخواست خود را تقدیم نماید. در این صورت، شعبه دیوان تصویری از دادخواست، لوایح و مستندات طرفین را برای شخص ثالث ارسال می کند.

هر گاه شخص ثالثی در موضوع پرونده مطروحه در شعبه دیوان، برای خود حقی قائل باشد یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذی نفع بداند، می تواند با تقدیم دادخواست، وارد دعوی شود. در صورتی کـه دادخواست مذکور قبل از صدور رای واصل شود، شعبه پس از ارسال دادخواست، برای طرفین دعوی و وصول پاسخ آنان با ملاحظه پاسخ هر سه طرف، مبادرت بـه صدور رای می نماید.

تبصره ـ اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ چنانچه پس از صدور رای در مرحله بدوی دادخواست ورود ثالث واصل گردد در صورتی کـه رای صادره مورد تجدیدنظرخواهی قرار گیرد، دادخواست مذکور بـه همراه پرونده اصلی بـه شعبه تجدیدنظر ارسال و در غیر این صورت قرار رد دادخواست صادر می شود.

هر گاه شاکی و یا طرف شکایت اخذ توضیح از هر شخص حقیقی یا حقوقی را درخواست نماید و شعبه دیوان نیز آن را موثر در کشف حقیقت بداند نسبت بـه اخذ توضیح اقدام می نماید. شعبه دیوان می تواند راسا نیز نسبت بـه اخذ توضیح از سایر اشخاص اقدام نماید.

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ آراء شعب دیوان کـه بدون دخالت شخص ثالث ذی نفع در مرحله دادرسی، صادر شده، در صورتی کـه بـه حقوق شخص ثالث، خلل وارد نموده باشد، ظرف دو ماه از تاریخ اطلاع از حکم، قابل اعتراض است. این اعتراض در شعبه رسیدگی کننده بـه پرونده، مطرح می شود و شعبه مزبور با بررسی دلایل ارائه شده، مبادرت بـه صدور رای می کند. درصورتی کـه رای مربوط بـه شعبه تجدیدنظر باشد، قطعی و درصورتی کـه از شعبه بدوی صادر شده باشد، قابل تجدیدنظر است.

تبصره 1 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ در صورتی کـه احراز شود شخص ثالث، معاذیر قانونی یا شرعی داشته است، مدت زمان معذوریت بـه مهلت دو ماه مذکور در این ماده، اضافه می شود.

تبصره 2 ـ الحاق بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ در مواردی کـه اجرای رای مورد اعتراض ثالث، موجب ورود خسارت غیرقابل جبران شود؛ شعبه رسیدگی کننده بـه اعتراض ثالث می تواند با تقاضای معترض و با موافقت رییس دیوان، دستور توقف اجرای حکم مورد اعتراض را تا رسیدگی و صدور حکم قطعی صادر کند.

شعبه دیوان پس از رسیدگی و تکمیل تحقیقات، ختم رسیدگی را اعلام و ظرف یک هفته مبادرت بـه انشاء رای می نماید.

دادنامه باید حاوی نکات زیر باشد:

الف ـ تاریخ، شماره دادنامه، شماره پرونده

ب ـ مرجع رسیدگی و نام و نام خانوادگی رییس یا دادرس شعبه

پ ـ مشخصات شاکی و وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی او با قید اقامتگاه

ت ـ مشخصات طرف شکایت و وکیل یا نماینده قانونی او با قید اقامتگاه

ث ـ موضوع شکایت و خواسته

ج ـ گردش کار، متضمن خلاصه شکایت و دفاع طرف شکایت، تحقیقات انجام شده و اشاره بـه نظریه مشاور، در صورتی کـه طبق ماده (7) این قانون، پرونده بـه مشاور ارجاع شده باشد و تصریح بـه اعلام ختم رسیدگی

چ ـ رای با ذکر جهات، دلایل، مستندات، اصول و مواد قانونی

ح ـ امضای رییس یا دادرس علی البدل و مهر شعبه

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ شعب دیوان مکلفند در مورد هر شکایت، بـه طور خاص و منجز تعیین تکلیف نمایند و نباید بـه صورت عام، کلی و یا مشروط، حکم صادر کنند.

دادنامه پس از صدور، ثبت می شود و رونوشت آن ظرف پنج روز برای ابلاغ بـه طرفین ارسال می گردد.

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ ابلاغ آراء دیوان می تواند بـه یکی از طرق زیر صورت گیرد:

الف ـ بـه طرفین شکایت یا وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی آنان توسط دفتر شعبه

ب ـ از طریق اداره ابلاغ، بـه موجب مقررات آیین دادرسی مدنی

پ ـ از طریق سامانه های الکترونیک ابلاغ قضایی

ت ـ از طریق دفاتر اداری دیوان موضوع ماده (6) این قانون

ث ـ بـه وسیله دادگستری محل اقامت

اصلاح بـه موجب قانون اصلاحی مصوب 1402/02/10 ـ شعبه رسیدگی کننده دیوان در مقام رسیدگی بـه آراء و تصمیمات مراجع مذکور در بند (2) ماده (10) این قانون بـه شرح زیر اقدام می کند:

1 ـ در مواردی کـه رای واجد ایراد و اشکال قانونی نباشد آن را تایید و همچنین در مواردی کـه رای دارای اشتباه یا نقصی باشد کـه بـه اساس رای لطمه وارد نکند ضمن اصلاح رای، آن را ابرام می کند.

2 ـ در مواردی کـه موجبی برای رسیدگی در مراجع مذکور وجود نداشته باشد یا موضوع مورد رسیدگی منتفی شده یا از مصادیق تخلف نباشد، مبادرت بـه نقض بلاارجاع می کند.

3 ـ در مواردی کـه شعبه دیوان تشخیص دهد کـه مرجع رسیدگی کننده صلاحیت رسیدگی را نداشته است رای را نقض و ضمن تعیین مرجع صلاحیتدار، مرجع رسیدگی کننده را موظف می کند موضوع را ظرف یک هفته بـه مرجع دارای صلاحیت ارسال کند.

4 ـ در مواردی کـه شعبه دیوان نقص تحقیقات و یا ایراد شکلی یا ماهوی مؤثری در رای صادره مشاهده کند با ذکر تمام جهات و دلایل قانونی، رای صادره را نقض و موضوع را جهت رسیدگی مجدد بـه آن مرجع اعلام می کند. مرجع مذکور مکلف است با رعایت مفاد رای شعبه دیوان حداکثر ظرف دو ماه نسبت بـه اتخاذ تصمیم یا صدور رای اقدام کند. در صورت شکایت مجدد شاکی، پرونده بـه شعبه صادرکننده رای قطعی در دیوان ارجاع می شود. در این صورت، اگر شعبه دیوان رای صادره را صحیح تشخیص دهد آن را تایید می کند و در صورتی کـه رای صادره را بر خلاف قوانین و مقررات بداند آن را نقض و رای مقتضی صادر می کند. چنانچه شعبه دیوان نظر کارشناس را لازم بداند، از نظر کارشناسان رسمی دادگستری یا متخصصان و مشاوران موضوع ماده (7) این قانون استفاده می کند. چنانچه اجرای این آراء مربوط بـه بخش غیردولتی بوده یا مستلزم انجام عملیات اجرایی در بخش غیردولتی باشد، از حیث تشریفات اجرای رای، شرایط صدور اجراییه، عملیات اجرایی و مرجع اجرای حکم تابع مقررات حاکم بر اجرای آرای هیات ها و کمیسیون های مذکور می باشد و در سایر موارد تابع مقررات مربوط بـه نحوه اجرای احکام این قانون است.

تبصره 1 ـ پس از لازم الاجرا شدن این ماده ، رسیدگی بـه کلیه پرونده های موضوع این ماده در شعب تجدیدنظر دیوان بـه عمل می آید.

تبصره 2 ـ عدم رعایت مهلت مقرر در بند (4) این ماده و یا عدم رعایت مفاد رای دیوان در تصمیم بعدی از سوی مرجع طرف شکایت موضوع این ماده ، چنانچه مستند بـه عذر موجه یا دلایل قانونی نباشد موجب اعمال مجازات مستنکف مطابق ماده (112) این قانون نسبت بـه اعضای مؤثر در مخالفت با حکم دیوان می شود. تخلف مستنکف با ارجاع رییس دیوان در شعبه صادرکننده رای قطعی دیوان رسیدگی می شود.

در مواردی کـه بـه موجب قانون یا مصوبه ای لازم الاجراء، تشخیص موضوعاتی از قبیل صلاحیت های علمی، تخصصی، امنیتی و گزینشی بـه عهده کمیسیون یا هیات هایی واگذار شده باشد، شعب دیوان فقط از جهت رعایت ضوابط قانونی و تطبیق موضوع و فرآیند بررسی آن بر اساس قانون یا مصوبه رسیدگی می کنند و در صورت شکایت شاکی از حیث تشخیص موضوع، شعبه رسیدگی کننده موظف است حسب مورد پس از ارجاع پرونده بـه هیات کارشناسی تخصصی ذی ربط کـه توسط شعبه تعیین می گردد با کسب نظر آنان، مبادرت بـه انشاء رای نماید.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید