قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مبحث هفتم ـ سوگند
مبحث هفتم ـ سوگند
در مواردی کـه صدور حکم دادگاه منوط بـه سوگند شرعی می باشد، دادگاه به درخواست متقاضی، قرار إتیان سوگند صادر کرده و در آن، موضوع سوگند و شخصی را کـه باید سوگند یاد کند، تعیین می نماید.
در کلیه دعاوی مالی و سایر حقوق الناس از قبیل نکاح، طلاق، رجوع در طلاق، نسب، وکالت و وصیّت کـه فاقد دلائل و مدارک معتبر دیگر باشد، سوگند شرعی بـه شرح مواد آتی می تواند ملاک و مستند صدور حکم دادگاه قرار گیرد.
هر گاه خواهان (مدعی) فاقد بیّنه و گواه واجد شرایط باشد و خوانده (مدعی علیه) منکر ادعای خواهان بوده، بـه تقاضای خواهان منکر إدای سوگند می نماید و بـه موجب آن ادعا ساقط خواهد شد.
چنانچه خوانده از ادای سوگند امتناع ورزد و سوگند را بـه خواهان واگذار نماید، با سوگند وی ادعایش ثابت می شود و در صورت نکول ادعای او ساقط و بـه موجب آن حکم صادر می گردد.
چنانچه منکر از أدای سوگند و رد آن بـه خواهان نکول نماید، دادگاه سه بار جهت إتیان سوگند یا رد آن بـه خواهان، بـه منکر اخطار می کند، در غیر این صورت ناکل شناخته خواهد شد. با اصرار خوانده بر موضع خود، دادگاه أدای سوگند را بـه خواهان واگذار نموده و با سوگند وی ادعا ثابت و بـه موجب آن حکم صادر می شود و در صورت نکول خواهان از أدای سوگند، ادعای او ساقط خواهد شد.
هر گاه خوانده در پاسخ خواهان ادعایی مبنی بر برائت ذمّه از سوی خواهان یا دریافت مال مورد ادعا یا صلح و هبه نسبت بـه آن و یا تملیک مال بـه موجب یکی از عقود ناقله نماید، دعوا منقلب شده، خواهان، خوانده و خوانده، خواهان تلقی می شود و حسب مورد با آنان رفتار خواهد شد.
هر گاه خوانده در جلسه دادرسی در قبال ادعای خواهان بـه علت عارضه ای از قبیل لکنت زبان یا لال بودن سکوت نماید، قاضی دادگاه رأسا یا بـه وسیله مترجم یا متخصص امر مراد وی را کشف یا عارضه را برطرف می نماید و چنانچه سکوت خوانده و إستنکاف وی از باب تعمّد و إیذاء باشد، دادگاه ضمن تذکر عواقب شرعی و قانونی کتمان حقیقت، سه بار بـه خوانده اخطار می نماید کـه در نتیجه استنکاف، ناکل شناخته می شود، در این صورت با سوگند خواهان دعوا ثابت و حکم بر محکومیت خوانده صادر خواهد شد.
در کلیه دعاوی مالی کـه بـه هر علت و سببی بـه ذمّه تعلّق می گیرد از قبیل قرض، ثمن معامله، مال الاجاره، دیه جنایات، مهریه، نفقه، ضمان بـه تلف یا اتلاف، همچنین دعاوی کـه مقصود از آن مال است، از قبیل بیع، صلح، اجاره، هبه، وصیّت بـه نفع مدعی، جنایت خطائی و شبه عمد موجب دیه، چنانچه برای خواهان إمکان اقامه بینه شرعی نباشد، می تواند با معرفی یک گواه مرد یا دو گواه زن بـه ضمیمه یک سوگند ادعای خود را اثبات کند. تبصره ـ در موارد مذکور در این ماده، ابتدا گواه واجد شرایط شهادت می دهد، سپس سوگند توسط خواهان أداء می شود.
در دعوای بر میّت پس از اقامه بیّنه، سوگند خواهان نیز لازم است و در صورت امتناع از سوگند، حق وی ساقط می شود.
هر گاه خواهان، در دعوای بر میّت، وارث صاحب حق باشد و بر اثبات ادعای خود اقامه بیّنه کند، علاوه بر آن باید أدای سوگند نماید. در صورت عدم إتیان سوگند، حق مورد ادعا ساقط خواهد شد. تبصره 1 ـ در صورت تعدّد ورّاث هر یک نسبت بـه سهم خود باید أدای سوگند نمایند. چنانچه بعضی أدای سوگند نموده و بعضی نکول کنند، ادعا نسبت بـه کسانی کـه أدای سوگند کرده، ثابت و نسبت بـه نکول کنندگان ساقط خواهد شد. تبصره 2 ـ چنانچه ورّاث خوانده متعدّد باشند و خواهان شخص دیگری باشد، پس از اقامه بیّنه توسط خواهان، أدای یک سوگند کفایت می کند.
در حدود شرعی حق سوگند نیست، مگر در سرقت کـه فقط نسبت بـه جنبه حق الناسی آن سوگند ثابت است، ولی حد سرقت با آن سوگند ثابت نخواهد شد.
سوگند باید مطابق قرار دادگاه و با لفظ جلاله (والله ـ بالله ـ تالله) یا نام خداوند متعال بـه سایر زبان ها اداء گردد و در صورت نیاز بـه تغلیظ، دادگاه کیفیت أدای آن را از حیث زمان، مکان و ألفاظ تعیین می نماید. در هر حال فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان در أدای سوگند بـه نام خداوند متعال نخواهد بود. مراتب أتیان سوگند صورتجلسه می گردد.
در صورتی کـه طرفین حاضر نباشند، دادگاه محل أدای سوگند، تعیین وقت نموده و طرفین را أحضار می نماید. در أحضارنامه علّت حضور قید می گردد.
دادگاه نمی تواند بدون درخواست أصحاب دعوا سوگند دهد و اگر سوگند داد، اثری بر آن مترتب نخواهد بود و چنانچه پس از آن، درخواست اجرای سوگند شود، باید سوگند تجدید گردد.
در صورتی کـه سوگند از سوی منکر باشد، سوگند بر عدم وجود یا عدم وقوع ادعای مدعی، یاد خواهد شد و چنانچه سوگند از سوی مدعی باشد، سوگند بر وجود یا وقوع ادعا علیه منکر به عمل خواهد آمد. به هر حال باید مقصود درخواست کننده سوگند معلوم و صریح باشد کـه کدامیک از این امور است.
در صورتی کـه سوگند از سوی منکر باشد، سوگند بر عدم وجود یا عدم وقوع ادعای مدعی، یاد خواهد شد و چنانچه سوگند از سوی مدعی باشد، سوگند بر وجود یا وقوع ادعا علیه منکر به عمل خواهد آمد. به هر حال باید مقصود درخواست کننده سوگند معلوم و صریح باشد کـه کدامیک از این امور است.
بعد از صدور قرار إتیان سوگند، در صورتی کـه شخصی کـه باید سوگند یاد کند حاضر باشد، دادگاه در همان جلسه سوگند می دهد و در صورت عدم حضور؛ تعیین وقت نموده، طرفین را دعوت می کند. اگر کسی کـه باید سوگند یاد کند بدون عذر موجّه حاضر نشود یا بعد از حضور از سوگند امتناع نماید، نکول محسوب و دادگاه اتیان سوگند را بـه طرف دعوا رد می کند و با إتیان سوگند، حکم صادر خواهد شد و گرنه دعوا ساقط می گردد. در برگ إحضاریه جهت حضور و نتیجه عدم حضور باید قید گردد.
اگر کسی کـه باید سوگند یاد کند، برای قبول یا رد سوگند مهلت بخواهد، دادگاه می تواند به اندازه ای کـه موجب ضرر طرف نشود بـه او یک بار مهلت بدهد.
إتیان سوگند باید در جلسه دادگاه رسیدگی کننده بـه دعوا انجام شود. در صورتی کـه أدا کننده سوگند بـه واسطه عذر موجّه نتواند در دادگاه حضور یابد، دادگاه حسب إقتضای مورد، وقت دیگری برای سوگند معیّن می نماید یا دادرس دادگاه نزد او حاضر می شود یا بـه قاضی دیگر نیابت می دهد تا او را سوگند داده و صورتمجلس را برای دادگاه ارسال کند و بر اساس آن رأی صادر می نماید.
هر گاه کسی کـه درخواست سوگند کرده است، از تقاضای خود صرف نظر نماید، دادگاه با توجه بـه سایر مستندات بـه دعوا رسیدگی نموده و رأی مقتضی صادر می نماید.